آنچه كه نظاميان نمي گويند
يكي ديگر از زمينه هاي اجرايي« هارپ» كه بسيار نگران كننده مي نمايد، سلاح رواني- الكترونيك» است. در سال 1952، دكتر «خوزه دلگادو» استاد دانشگاه «ييل» آمريكا، به اين مهم دست يافت كه مي توان با قرار دادن افراد در معرض برخي فركانس ها و انواع موج ها، بر رفتار احساسي آنها تأثير گذارد. دانشمنداني چون «دلگادو» و دكتر «رابرت بكر» بدين ترتيب موفق گرديدند ثابت كنند كه دو موج در كنار يكديگر قرار داده شده كه فركانس يكي از آنها تغيير يافته باشد، اثراتي به بار مي آورند كه براساس آنها مي توان عملكردهاي مغزي عميق انسان را از فاصله دور تحت كنترل درآورد، و نتايج آن نيز «بسيار محسوس» خواهد بود.
در واقع، برخي امواج بسيار كوتاه (حدود 7 هرتز) مي توانند سبب پيدايش عناصري شيميايي در مغز گردند كه «طيف وسيعي از پاسخ هاي احساسي و يا عقلاني» را برمي انگيزند. و اين، برنامه پنهان برخي قدرت ها از جمله سركردگان نظامي آمريكاست كه ارباباني «خودخوانده»اند و تلاش دارند تا از طريق نسلي تازه از سلاح هاي رواني- الكترونيك موسوم به «ميليترويو»، ميدان الكترو مغناطيسي قدرتمندي را- كه به كمك سيستم «هارپ» و برحسب نياز تغيير يافته است- انتقال دهند. هدف، خنثي كردن نيروهاي دشمن و يا كنترل كامل بر مردم بدون اطلاع آنهاست.
از ديگر سو، به لطف تلاش هاي «بلاكمن» و «رزي ادي» مي دانيم كه امواج انتقالي تغييراتي در فشار خون پديد آورده، سبب تغيير جريانات يون هاي كليسم، پتاسيم و سديم مي گردند. اين جريانات با عبور از جداره هاي سلولي سيگنال هايي ميكروالكتريك به وجود مي آورند كه در سيستم عصبي پخش گرديده، مغز را از آنچه در اطرافمان مي گذرد، مطلع مي سازند. بدينسان، مغز پس از آگاهي از اطلاعات به نوبه خود سبب واكنش يك ماهيچه، اتخاذ يك تصميم و بروز يك احساس و يا حتي يك بيماري مي گردد. علاوه بر اين، اين امواج PH خون را تغيير داده و سيستم ايمني بدن را تضعيف مي كنند.
به اين ترتيب، اگرچه پروژه مزبور به داستان هاي تخيلي بيشتر شباهت دارد، اما جامعه اي «رواني- متمدن» پديد مي آورد كه مي توان با قرار دادن اعضاي آن در معرض امواج الكترومغناطيسي، آنها را به اطاعت از يك «صدا» وادار ساخت. همانطور كه مي دانيم، سركردگان نظم نوين جهاني به دو گروه تقسيم شده اند: در وهله نخست، بانكداران جهان و آژانس هاي سياسي و مذهبي كه خواستار كنترل مطلق بر اقتصاد جهان از طريق پول جهاني و منابع طبيعي هستند، و سپس نظاميان و سرويس هاي مخفي كه با دانشمندان تكنولوژي همدست و متحدند.
در اواسط سال هاي دهه 1970، «زبيگنيو برژينسكي» رئيس شوراي امنيت ملي در دوران رياست جمهوري «جيمي كارتر»، چنين پيش بيني كرد كه تكنولوژي كنترل افكار و مديريت جامعه بتدريج ظاهر خواهد گرديد. اين جامعه گروهي از زبدگان را هدايت خواهد كرد كه براي دستيابي به اهداف خود از هيچ كوششي، از جمله بهره گيري از ابزار تكنولوژيك، تأثير بر مردم و نظارت و كنترل كامل بر جامعه، فروگذار نخواهند بود.
تمامي اين حقايق در كتاب «فرشتگان اين هارپ را نمي نوازند» آمده است. در سال 1997، «نيك بگيش» يكي از دو نويسنده كتاب در مصاحبه اي كه در سايت «ليدينگ اج نيوز» انتشار يافت، اظهار داشت كه نمايندگان پروژه «هارپ» طرح هايي را تدارك مي بينند كه از مردم پنهان نگاهداشته شده، اما به كار نظاميان خواهد آمد. وي بر اساس مقاله اي از «واشنگتن پست» خاطر نشان كرد كه مقصد 40 درصد بودجه تجهيزات نيروي هوايي آمريكا پروژه هاي مخفي است و افزود: «اين پروژه ها آنقدر مخفي هستند كه كنگره آمريكا حتي نمي داند بر كدام پايه استوارند!»
از سال 1964، توجه نظاميان به گونه اي خاص به استفاده از امواج معطوف گرديد. در همين زمان بود كه دانشمنداني چون «رزي ادي» و «با وين» كشف كردند كه يك فركانس 450 مگاهرتزي كه به 16 هرتز تغيير يافته باشد، شيمي مغز مرغ ها و گربه ها را مختل مي سازد. براي ارتش ها كاملاً بارز بود كه تجربه اين امواج بر مجموع پستانداران مي تواند سلاحي وحشتناك و بسيار مؤثر باشد.
سلاح هاي نوتروني به سه دسته تقسيم مي شوند: سلاح هاي مرگبار با پرتوهاي الكترومغناطيسي، سلاح هاي غيرمرگبار با هدف خنثي سازي موقت افراد كه در تظاهرات هاي خشونت بار قابليت استفاده دارد، و سلاح هاي القاكننده ذهني يا كنترل رفتار.
كارشناسان استراتژي پنتاگون قاطعانه با استفاده از اينگونه روش ها موافقت دارند. اين را در نشريه داخلي «انقلاب در امور نظامي» (مؤسسه تحقيقات استراتژيك- كالج جنگ ارتش آمريكا) كه در دسترس عموم قرار ندارد، مي خوانيم: «ارزش هاي ما تغيير مي كنند و آفاق تازه اي به روي تكنولوژي گشوده مي شود. مدت زماني پيش، به هنگام جنگ سرد، عمليات و تسليحات رواني هنوز در مراحل ابتدايي خود قرار داشت. اما، اكنون كه پا به عصر الكترونيك و بيوالكترونيك مي گذاريم، لازم است در مرزهاي رواني و اخلاقي كه با ممنوع ساختن هرگونه تكنولوژي كه بتواند روح و روان دشمنانمان را، چه در داخل و چه در سطح بين المللي، به بازي بگيرد براي خود در نظر گرفته ايم، بازنگري كنيم... بلافاصله كه امكان آن فراهم آيد، شركت هاي خصوصي و يا نيمه خصوصي را به بهره برداري از يك تكنولوژي مناسب تشويق خواهيم كرد. به همين ترتيب، مي توانيم به كمك انواع تسليحات جديد مانند سلاح هاي ميكروبي فلج كننده، سلاح هاي رواني- تكنولوژي پيشرفته و... وارد عمل شويم!»
اما، واقعيت گاه از بهترين فيلم هاي تخيلي نيز فراتر مي رود. روس ها و آمريكايي ها از هنگام برقراري پايگاه هاي خود در نقاط مختلف كره زمين، مشتركا به استفاده از تكنولوژي «هارپ» پرداخته اند. اين دو قدرت بزرگ كه به ظاهر عليه يكديگر عمل مي كنند، پيوسته به مبادله نتايج تحقيقات علمي خود پرداخته اند.
برخي تحليلگران معتقدند كه «هارپ» هيچ چيز پنهان در خود ندارد، چرا كه اطلاعات پيرامون آن در اينترنت نيز انتشار يافته است. مدافعان «هارپ» همچنين مدعي اند كه «گاكونا»- كه در نزديكي قطب واقع است- نمي تواند زياني را كه مخالفانش ادعا مي كنند، به كره زمين وارد آورد. آنها حتي مي گويند كه ايستگاه «گاكونا» به هيچوجه به يك پايگاه نظامي نمي ماند، چرا كه هيچگونه تأسيسات امنيتي، حصار يا سگ هاي محافظ و محافظان مسلح در آن ديده نمي شود.
در واقع، هركس مي تواند به منطقه آنتن ها نفوذ كند و در وهله نخست همه چيز شفاف به نظر مي رسد. اما، اگر هدف از اين شفافيت ظاهري پنهان ساختن جنبه حقيقي «هارپ» باشد، چه؟ پايگاه «گاكونا»، محل تولد «هارپ»، امروز به يك ويترين تكنولوژيك تبديل شده است و شعبات گوناگوني در خاك روسيه و آمريكا دارد. از ديگر سو، سيستم فرستنده «هارپ» به راحتي قابل انتقال به وسيله كاميون ها و يا هواپيماي بزرگ نظامي است.
درواقع، عمليات «درهاي باز» گاكونا هيچ چيز را ثابت نمي كند، چراكه استفاده از فيزيك كوانتومي را فاش نمي سازد.
فجايع طبيعي يا حمله نظامي؟
اتحاد شوروي سابق و آمريكا از سال هاي 1950 تمامي توجه خود را معطوف آتمسفر ساختند. دانشمندان اين دو قدرت متوجه شده بودند كه ارسال امواج يونيزه كننده بسيار قوي امكان تغيير آب و هوا را فراهم مي آورد. در اواسط دهه 1970، مهندسان شوروي تمامي تلاش خود را براي دستكاري يونوسفر به كار گرفتند و فرستنده قدرتمند خود را به كار انداختند. بدينسان، مردم آلاسكا زمستاني به طور استثنايي گرم را پشت سر گذاردند، براي نخستين بار در ميامي و جزاير باهاما كه عملاً در خط استوا قرار دارند، برف باريد، و شوروي نيز از زمستاني ملايم بهره مند گرديد.
ايجاد نوعي آب و هوا در يك منطقه و يا يك كشور صرفاً با كاهش احتمال آن در منطقه اي ديگر ميسر مي گردد. در سال 1973، هندوراس كشور آمريكا را متهم كرد كه با دزديدن باران و تغيير مسير توفان «في في» با هدف نجات صنعت جهانگردي خود، اين كشور را با خشكسالي عظيمي روبرو ساخته است. اين توفان خساراتي به بار آورد كه در تاريخ هندوراس بي سابقه بود! السالوادور نيز اتهاماتي مشابه به آمريكا وارد آورد، و ژاپن مدعي شد كه با ايجاد توفان در «گوام»، باران لازم براي ادامه حياتش را دزديده اند. در اين حال، (زيمبابوه كنوني) و اسرائيل به دزديدن باران كشورهاي همسايه متهم شدند. طبق شايعات، دگرگوني عظيم آب و هوايي سال هاي 83-1982 ناشي از پديده «ال نينو» در اقيانوس آرام نيز براثر اقدامات شوروي در يونو سفر پديد آمد. اما، به شكلي شگفت انگيز بازگشت «ال نينو» پس از آن تأثيراتي مشابه برجاي نگذارد.
در دسامبر 1975، «هوارد بنديكت» خبرنگار آسوشيتدپرس، در گزارشي پيرامون جنگ آب و هوايي باعنوان «آب و هوا، سلاحي مخفي؟»، درمورد علت تكذيب وجود چنين سلاح هايي از سوي سخنگويان آمريكايي و روس نوشت: «اگر آنها اعتراف كنند كه از سلاح هاي برتر آب و هوايي برخوردارند، تصور واكنش مردم چندان دشوار نخواهد بود. چراكه، كمترين ناهنجاري آب و هوايي آنها را به اين فكر مي اندازد كه: جنگ است!»
و البته، نگران نكردن افكار عمومي يك اولويت است و رسانه هاي تحت كنترل كشورها در اين راستا بسيار مي كوشند. در فرانسه كه سانسور درمورد پديده هاي آب و هوايي كامل است، تنها يك نويسنده- «ژان مارك فيلترمن» كتابي درمورد جنگ آب و هوايي به نگارش درآورد كه «سلاح هاي تاريكي» نام دارد. «ژان موسي برتبرگ»، خبرنگار هفته نامه «و.اس.د» نيز اين شهامت را يافت كه بنويسد: «سرويس هاي مخفي به دنبال تخيلات خود مي روند. توفان هاي دسامبر1999 پديده اي طبيعي بود يا حمله تروريستي؟» اين روزنامه نگار در تحقيقاتي پيرامون سرويس هاي ويژه و نظامي مختلف آمريكا در سال 1970 فاش ساخت كه «زبيگنيو برژينسكي» در كتابي پيرامون كنترل وضعيت آب و هوا تحت عنوان «بين دونسل»، پرده از برنامه نظامي جنگ مخفي جديد آمريكا برداشته است. جنگي نامرئي با هدف نابودي بخش هاي مختلف توليد در كشورهاي رقيب: «تكنيك هاي تغيير آب و هوا مي تواند در راستاي ايجاد دوران هاي طولاني خشكسالي و يا باراني به كار رود.» سلاحي خاموش براي جنگي بي صدا!
كنترل افكار
دانشمندان مي گويند، نظاميان هنوز در مراحل تجربي كارهاي خود قرار دارند، اما در همين حد نيز نتايج بدست آمده بسيار «نويدبخش» است. نشريه «ديفنس نيوز»، ارگان نظامي رسمي آمريكا (شماره 19، مورخ 13 آوريل 1992) پيرامون جنگ خليج فارس و عمليات «توفان صحرا» در سال 1991 نوشت: ايالات متحده در ميدان نبرد سلاحي الكترومغناطيسي (EMP Weapon) به كار گرفت كه هدفي دوگانه داشت: قطع هرگونه ارتباط راديويي دشمن، و تأثيري وحشتناك در زمينه جنگ رواني! بدين ترتيب، بهتر مي توان درك كرد به چه دليل ده ها سرباز عراقي بدون جنگيدن خود را تسليم كردند.
ديگر شكل بكارگيري تكنولوژي چند منظوره «هارپ»، انتقال مقادير بسياري انرژي بدون استفاده از كابل است، كه به عنوان مثال براي تغذيه باتري هاي الكتريك يك زيردريايي كاربرد دارد. اما، زمينه اجرايي ديگري نيز وجود دارد كه بسيار وحشتناك است. كافي است آزمايشات مخفي و وحشتناك انجام گرفته برروي سربازان بيچاره را به خاطر آوريم كه طي آنها مقادير زيادي موادمخدر به منظور تغيير رفتار اين سربازان به آنها تزريق گرديد. و يا، همانطور كه در بالا بدان اشاره شد، تأثيرگذاري بر فعاليت هاي مغزي به كمك امواج الكترومغناطيسي. دكتر «نيك بگيچ» بي ترديد تأكيد مي كند كه يكي از اهداف پروژه «هارپ» كاربردي كردن چنين سلاحي است. «خوزه دلگادو» و يا دكتر «رابرت بكر» موفق شده بودند نشان دهند كه امواجي از نوع امواج بسيار كوتاه(ELF) به همراه يك جريان آلترناتيو فركانس هايي را پديد مي آورد كه مي توان از آنها با نتايجي كاملاً ملموس استفاده كرد. بنابراين، قابل درك است كه تكنولوژي هايي از اين دست براي كارشناسان استراتژي پنتاگون بسيار جذاب بنمايند.
منابع: سايت هاي هارپ آلاسكا، مولتي مانيا، ارت پالس، كنسپيراسيون، موندياليزاسيون، آلترانفو، سيتي نت،ژئو ليبرتر،بيلبيت نامبرز.
ترجمه و تنظيم: مژگان نژند
منبع: كيهان